اميد يعنى بال

 

زندگی

تا دیر نشده ....

تا دیرتر از این نشده

 قدر زندگی و زنده ها رو بدونید

چرا که ......

دوستت دارم ها...آه

 چه کوتاهند

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۸ - سیما


اونی که با من نفس می کشه(۲)

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


اونی که با من نفس می کشه(۱)

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


زندگی يک پروژه است.

تا همين چند وقت پيش من هيچی از پروژه وکنترل اون نمی دونستم. هر جمله ای که در ادامه می آيد، حاصل امتزاج ناشيانه ادبيات و کنترل پروژه توسط اينجانب است.
زندگی ما سرشار از پروژه هاست. پروژه های ريز ودرشت و فعاليت هايی که تمام هستی اين پروژه ها هستند. بعضی از اين فعاليت ها زمان شناوری دارند و بعضی ها نه. به اون دسته که زمان شناوری ندارند، می گوييم فعاليت های بحرانی که هيچ تاخيری براشون مجاز نيست.
يه پيشنهاد: وقتی يه پروژه به بزرگی يک زندگی رو می سپارند به دستان شما، مسيرهای بحرانی را فراموش نکنيد؛ فراموشی مسير های بحرانی مساوی است با نابودی تمام پروژه.
هر پروژه يک مدير دارد و يک کارفرما. کارفرمای يک پروژه که تمام طول و عرض وارتفاع زندگی ما رو گرفته، خالق گلهای اطلسی يه ومديرش هم بدون حرف پس وپيش من وشماييم.عجب امتحان بزرگی شد اين زندگی. کارفرمايی بالای سرهمه مان هست که کارش را خيلی خوب بلد است.
توی هيچ کجای اين پروژه تاخير جايز نيست.تاخير يعنی که کارتون تمومه.زودتر آستين ها رو بالا بزنيد و پاشنه ها رو ور بکشيد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


خاطره بازار(۱۱)

امروز کمی با سلمان هراتی با یاد بهترين بهترينها خاطری تازه کنید.


تو در همه کرات مهربانی می ریزی
تو حتی کنار پنجره کوچک من
پیدا می شوی
همزمان با آن ماهی
که در اعماق اقیانوسها گریه می کند
یک پرنده در دفتر من
بال بال می زند
تو هر دو را می شنوی.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


خاطره بازار(۱۰)

چند تا حرف قشنگ مهمون منید. امید که خوشتون بیاد.
-تنها بنايی که اگر بلرزد، محکمتر می شود، دل است.دل آدميزاد. (ناشناس)
-نور را زمزمه کن و
سرود سحری را فریاد
وبدان صبح به ما نزدیک است.
-باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود.
آی
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود دیر می شود.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


خاطره بازار(۹)

الان که داشتم از سايت اختصاصی * پائولو کوييلو*ديدن می کردم و توی صفحه کتاب های او بودم ،يادم به جملات انتهايی مقدمه او بر کتاب *شيطان ودوشيزه پريم * افتادم.او نوشته بود:
ـ گاهی پيش می آيد که زندگی پيش روی ما مبارزه ای می نهد. آنوقت ديگر سودی ندارد که وانمود کنيم اتفاقی نيفتاده است يا اینکه برای مبارزه آماده نيستيم. اين مبارزه منتظر ما نمی ماند.زندگی به پشت سر نمی نگرد. يک هفته فرصت زيادی است برای اينکه سرنوشت خود را بپذيريم يا نه.
نظر شما چيه؟

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


خاطره بازار(۸)

می خواهم يک شعر از خانم* نوابی نژاد* مهمونتون کنم:

فرض کن زندگی صفحه ساعت باشد ،
من و تو عقربه کوچک ساعت هستيم.
لااقل مثل زمان باگذشتيم و ز هم می گذريم.
ساعتی نیست که در جا بزنیم.
قدر هر ثانیه را می دانیم
تا سر وقت به فردا برسیم.
.
.
.
فرض کن زندگی صفحه ساعت باشد
من و تو عقربه کوچک ساعت هستیم
و اگر دیر بجنبیم
عقب می مانیم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


لحظه های جوهری(۵)

نمی دونی چرا.شايد هم می دونی وبه روی خودت نمياری.شايد هم.....خدا می دونه وشايد اگر فقط همون او بدونه بهتر باشه. يه سوال از خودم و شما دارم : چقدر از قضاوت هايی که در طول يک روزـ فقط يک روز ـ می کنید بر اساس ظواهر امور ه؟
من می گم رو به رویی مون، بغل دستی مون و...هر چی هم که باشه یا نباشه، کم کمش ـ که زیادترین زیادهاست ـ بنده خداش که هست. کاش همیشه یه شانس کوچولو برای همدیگه باقی می گذاشتیم .
امروز اومدم که همينها رو توی صفحه ام بنويسم و بعد.....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٢ - سیما


خاطره بازار(۷)

گابريل گارسيا مارکز در کتاب جديدش با نام *زيستن برای باز گفتن * گفته است: - زندگی چيزی نيست که انسان از سر می گذراند، چيزی است که انسان به ياد می آورد و اين که چگونه ان را برای باز گفتن به ياد می آورد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢ - سیما